آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تجربیات تلخ گذشته، دوباره جذب همان الگوی تکراری از آدمها میشوید؟ چرا به جای انتخاب یک شریک عاطفی امن و آرام، جذب افرادی میشویم که در نهایت به ما آسیب میزنند؟
بسیاری از افراد این اتفاق را به «بدشانسی» یا «قسمت» ربط میدهند؛ اما علم روانشناسی پاسخ کاملاً متفاوتی دارد. واقعیت این است که مغز ما به شکل پیچیدهای برنامهریزی شده تا در روابط عاطفی، الگوهای خاصی را دنبال کند. در این مقاله، با بررسی جدیدترین پژوهشهای روانشناسی و آزمایشهای علمی، به شما میگوییم چرا جذب آدمهای اشتباه میشوید و چگونه میتوانید این چرخه معیوب را برای همیشه بشکنید.
۱. تلههای ذهنی و پدیده «آشناییِ مخرب» (Familiarity Principle)
یکی از قدرتمندترین مفاهیم در روانشناسی مدرن و طرحوارهدرمانی (Schema Therapy) این است که مغز انسان، «درد آشنا» را به «آرامش ناآشنا» ترجیح میدهد.
اگر در کودکی در محیطی بزرگ شده باشید که عشق همراه با بیتوجهی، نوسانات خلقی یا طرد شدن بوده است، مغز شما این الگو را به عنوان «تعریف عشق» ثبت میکند. وقتی در بزرگسالی با فردی امن و باثبات روبرو میشوید، مغز شما او را «خستهکننده» ارزیابی میکند، زیرا سیگنالهای آشنای استرس و تلاش برای جلب توجه را دریافت نمیکند. ما ناخودآگاه جذب آدمهای اشتباه میشویم تا سناریوهای حلنشده کودکیمان را بازآفرینی کنیم؛ پدیدهای که فروید آن را اجبار به تکرار (Repetition Compulsion) نامید.
همچنین میتونید جهت تشخیص طرحواره های خودتون با مشاوران ما در ارتباط باشید.
۲. رقص مرگبار دلبستگی: دامِ اضطرابی و اجتنابی
پژوهشهای مبتنی بر نظریه دلبستگی (Attachment Theory) نشان میدهند که سبک دلبستگی ما در بزرگسالی، مستقیماً شریک عاطفیمان را انتخاب میکند.
یکی از رایجترین و مخربترین الگوهای جذب، کشش متقابل افراد دارای سبک دلبستگی «اضطرابی» به افراد دارای سبک دلبستگی «اجتنابی» است:
* فرد اضطرابی: تشنه صمیمیت و اطمینانخاطر است و ترس عمیقی از رها شدن دارد.
* فرد اجتنابی: از صمیمیت زیاد احساس خفگی میکند و برای حفظ استقلال خود، فاصله میگیرد.
چرا این دو جذب هم میشوند؟
طبق مطالعات، این دو سبک دلبستگی ترسهای یکدیگر را تایید میکنند. فرد اجتنابی با فاصله گرفتن، ترس از رها شدنِ فرد اضطرابی را فعال میکند و فرد اضطرابی با چسبیدن بیش از حد، نیاز به فرار را در فرد اجتنابی بیدار میکند. این یک چرخه اعتیادآور از نزدیک شدن و دور شدن است که اغلب با «عشق پرشور» اشتباه گرفته میشود.
۳. آزمایش اسکینر و تله دوپامین (چرا روابط سمی اعتیادآورند؟)
برای درک اینکه چرا نمیتوانیم از آدمهای اشتباه دل بکنیم، باید به سراغ یکی از معروفترین آزمایشهای روانشناسی رفت: آزمایش تقویت متناوب (Intermittent Reinforcement) بی. اف. اسکینر.
اسکینر در آزمایشهای خود روی موشها و کبوترها کشف کرد که اگر پاداش (مثلاً غذا) به صورت تصادفی و غیرقابل پیشبینی داده شود، رفتار حیوان برای دریافت پاداش به شدت وسواسگونه و اعتیادآور میشود.
ارتباط این آزمایش با روابط عاطفی چیست؟
آدمهای اشتباه (به ویژه افراد دارای ویژگیهای خودشیفتگی یا بیثبات) دقیقاً همین کار را با مغز شما میکنند. آنها گاهی بینهایت مهربان و توجهکنندهاند و گاهی کاملاً سرد و بیتفاوت. این بیثباتی باعث ترشح نامنظم و انفجاری دوپامین (هورمون پاداش) در مغز شما میشود. از نظر عصبزیستشناسی، شما عاشق آن فرد نیستید؛ بلکه مغز شما به چرخه ترشح دوپامین حاصل از این عدم قطعیت اعتیاد پیدا کرده است.
۴. خطای شناختی «سندرم ناجی»
بسیاری از مواقع، ما جذب افرادی میشویم که آسیبدیده، پر از مشکل یا از نظر عاطفی در دسترس نیستند. مطالعات روانشناسی بالینی نشان میدهد افرادی که دارای ویژگیهای همدلی بالا (Empaths) هستند، تمایل دارند وارد نقش «ناجی» شوند.
آنها باور دارند که با عشق، صبر و فداکاری میتوانند پتانسیلهای پنهان شریک عاطفی خود را شکوفا کنند یا آسیبهای روانی او را درمان کنند. غافل از اینکه عشق، کلینیک روانشناسی نیست و شما نمیتوانید کسی را که خودش نمیخواهد تغییر کند، نجات دهید.
۵. خودپنداره و قانون همترازی
جمله معروفی در روانشناسی وجود دارد که میگوید: “ما عشقی را میپذیریم که فکر میکنیم لایق آن هستیم.”
پژوهشهای حوزه عزتنفس نشان میدهند که افراد ناخودآگاه شریکی را انتخاب میکنند که با تصویر درونی آنها از خودشان همخوانی داشته باشد. اگر در اعماق روان خود احساس ارزشمندی نکنید، جذب فردی میشوید که با رفتار تحقیرآمیز یا بیتوجهی خود، این باور درونی (طرحواره نقص و شرم) را برایتان تایید کند.
چگونه چرخه جذب آدمهای اشتباه را متوقف کنیم؟ (راهکارهای علمی)
خبر خوب این است که به لطف خاصیت انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity)، مغز ما میتواند الگوهای جدید را یاد بگیرد. برای شکستن این چرخه:
* سیگنالهای خطر را با پروانههای شکم اشتباه نگیرید: آن احساس هیجان و تپش قلب شدید در دیدارهای اول (که به پروانههای درون شکم معروف است)، اغلب نشانه عشق نیست؛ بلکه سیستم عصبی شماست که در حال هشدار دادن به یک خطر یا اضطراب آشناست. عشقِ سالم، احساس امنیت و آرامش میآورد، نه اضطراب مدام.
* طرحوارههای خود را بشناسید: با کمک یک رواندرمانگر، تلههای ذهنی خود (مثل تله رهاشدگی، محرومیت هیجانی یا نقص) را شناسایی کنید.
* دوره سمزدایی دوپامین عاطفی: به خودتان فرصت دهید تا سیستم پاداشدهی مغزتان به ثبات عادت کند. افراد امن در ابتدا ممکن است برای مغزِ معتاد به هیجانِ شما، خستهکننده به نظر برسند. به این احساس بیحوصلگی اولیه زمان بدهید تا برطرف شود.
* استانداردهای غیرقابل مذاکره (Deal-breakers) تعیین کنید: قبل از ورود به رابطه جدید، لیستی از رفتارهایی که تحت هیچ شرایطی نمیپذیرید تهیه کنید و به آنها پایبند بمانید.
سخن پایانی
جذب آدمهای اشتباه شدن، یک نقص شخصیتی یا سرنوشتِ شوم نیست؛ بلکه صرفاً پاسخ شرطیشده مغز به تجربیات گذشته است. آگاهی از این الگوهای روانی، اولین و مهمترین قدم برای تغییر مسیر زندگی عاطفی و انتخاب شریکی است که به جای بیدار کردن زخمهای گذشته، به التیام آنها کمک کند.
جهت پرسش و پاسخ این موضوع میتونید به پیج ما سر بزنید و سوالتون رو مطرح کنید


